موريتس دو كوتز بوئه ( مترجم : محمود هدايت )
57
مسافرت به ايران بمعيت سفير كبير روسيه در سال 1817 م ( فارسى )
هنگام شب بكاروانسرائى رسيديم موسوم به شيرپلو كه در آن منزل كرديم . كاروانسرا عبارت از عمارات و ابنيهايست كه براى توقف تجار و مسافرين ساخته مىشود ، وسعت آن بحديست كه يك قافله با تمام مال و اسباب و حيوانات و غيره ميتواند در آن جاى گيرد . بعضى از اين ابنيه از حيث عظمت بنا فوق العاده جالب توجه است و عموما از سنگتراش و در نهايت استحكام ساخته مىشود . كاروانسراى شيرپلو بقدرى قديميست كه تاريخ بناى آن را كسى بخاطر ندارد ، همچنين از تاريخ پلى كه بر رودخانهء آرپاچاى زده بودند كسى اطلاع نداشت - اين پل داراى يك چشمه و پايههاى آن صد پا ارتفاع دارد ، متأسفانه طاق آن فرود آمده ولى از بقاياى آن ميتوان عظمت سابق آن را حس كرد - در جوار اين پل قبرستانيست كه مىرساند اين نواحى مسكون بوده خصوصا بعضى ازين مقابر مورخ بتاريخ چند هزار سال قبل است - هنگام شب سنگ يكى از اين مقابر را كه متعلق به الكساندر نامى بود برداشتيم ولى جز يك جمجمه و مقدارى استخوان كه از هزار و پنجاه سال قبل در آن مانده بود چيزى نيافتيم ليكن از حيث بزرگى عجيب به نظر ميآمد - در بيست ورست فاصله خرابهء شهر قديمى انا واقعست كه پايتخت قديم ارمنستان كبير بوده و مورخين يادگارهاى مشعشعى از آن بر صحيفهء تاريخ نگاشتهاند - بزرگان يونان به اين شهر آمدوشد داشتهاند و ممكن است چندين بار سرنوشت مردم عالم درين شهر معين شده باشد - گرچه محيط اين شهر هنوز به هشت ورست ميرسد ولى سكنهء آن بيش از ده خانوار نيست . آثار برج و بارو و كليساها و قصور قديمهء شهر هنوز باقى و آنچه ايرانيان بزرگ ميشمردهاند از زلزله خراب و ويران گشته . هنگام شب يكنفر صاحبمنصب عثمانى كه علىپاشا براى تبليغ خيرمقدم او را مأمور كرده بود نزد سفير آمد . علىپاشا فرماندهء قسمتى از خاك عثمانيست كه در جوار اين نقطه واقعست و انصافا هم بهتر از پيشينيان خود انجام مأموريت كرده . اين ملاقات براى ژنرال يرمولف فايدهاى نداشت جز اينكه قسمتى از وقت خود را صرف تعارفات او كرد - و خلعت شايانى نيز به دو بخشيد از طرفى چون فردا وارد خاك ايران ميشديم مأمورى هم از جانب سلطان ايران آمد كه عدهء اشخاص و اسبها را فهميده